نظر علي الطالقاني

411

كاشف الأسرار ( فارسى )

را ملائكه فهميدند و صدا به لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا 255 بلند نمودند . و مزاج اعدل بالبديهه روح اكمل دارد ، با آنكه ظاهر است كه قوّه و لياقت خود خاك زياده از نار است ، فافهم . و عجبتر از جهل شيطان جهل دوستان ام الشرور و مخالفين است كه مسلم دارند كه ترجيح مرجوح بر راجح و تفضيل مفضول بر فاضل جايز بلكه واقع است و لذا مقدم شدند بر آن بزرگواران كه گوشه‌نشين شدند فلعن اللّه امّة اسّست اساس الظّلم و الجور عليكم اهل البيت 256 روحى و روح العالمين فداكم أيها المظلومون المقهورون المقتولون . تنبيه ظاهر شد كه هر جهل مركب و هر اعتقاد خلاف شرك است و از معصوم ( ع ) گذشته ، بسيار كم است كه از جهل مركب بالمرّه عارى باشد و جميع معلومات و معتقدات وى مطابق واقع باشد . نمىبينى كه علماء ( قد هم ) چگونه يوما فيوما تجدد راى پيدا نمايند ، امروز از اعتقاد ديروز خود تبرّى نمايند فردا از امروز ؟ پس اگر جهل مركب از تخليه نفس و مجاهده خيزد معذور خواهد بود ، لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها 257 ، و الّا وا ويلا است . و امّا جهل بسيط ، پس اختصاص به بعضى دون بعضى ندارد وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ . 258 بارى چون جهل مركّب و اعتقاد خلاف ، مقابل واقع و ضد حق است پس هم كفر است فى الجمله و هم شرك است فى الجمله . و عن المعصوم ( ع ) ادنى الشّرك ان تقول للحصاة نواة و للنّواة حصاة . 259 و لذا خدا فرمود وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ . 260 تنبيه [ منشأ كفر و شرك ] كفر به معنى ستر و پوشانيدن و پنهان نمودن و شرك به معنى شريك قرار دادن است و ظاهر است كه شريك بودن تو با زيد بايد در چيزى باشد كه تو و زيد در آن چيز مثل هم باشيد ، چون شركت در مال مثلا . تا مشترك فيه نباشد شركت صورت نبندد و تا تساوى در وى و صدق وى بر هر دو نباشد مشترك فيه هر دو نباشد . تا انسان بر زيد و عمرو صادق نيايد مشترك فيه نشد و تا ايشان تساوى در صدق نداشتند شريكين و مثلين نشدند و كذا شركت انسان و فرس در حيوانيت و شركت فرس و شجر در نباتيّت و هكذا . پس شركت و همسرى و مثاليّت متلازم و متقارب المفهومند و لكن ما به الاشتراك دو قسم